از تو ممنونم که میگذاری سرکی بکشم به دنیای تنهاییت .
که در آبی خانه ات همیشه به روی من باز است .
که حیاطت را به خاطر من هر روز آب پاشی میکنی و میگذاری گلهای سیراب بخندند به رویت به خاطر شادی بچه گانه ات .
ممنونم که به یاد من اسم مرغ عشقت را بیتا گذاشتی .
که میوه های درختان حیاطت را میچینی و میگذاری برای من .
مرسی ای مهربان که از غذای هر روز خودت برای من کنار میگذاری زیر بالشتت ، که وقتی میبینمت دیگر چیزی از آن غذا باقی نمانده جز مقداری کپک .
چطور تشکر کنم بابت این همه مهربانیت ، به خاطر دوست داشتن بی ریایت ؟
من هم به یادتم ...
من هم اسم مرغ عشق آبی ام را به یادت گذاشتم پریدخت .
پریدخت زیبای من ... هنوز هم زیبایی ...
پ . ن : برای پریدخت و چشمهای شفاف آبی اش ... او را در سرای سالمندان دیدم و نتوانستم دل بکنم از قلب ساده و مهربانش ...
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389ساعت 13:31  توسط بیتا
|
من عزادارم ...
+ نوشته شده در یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 0:36  توسط بیتا
|
اگر هم فردا هوا خوب نباشد، روز بعدش خوب خواهد شد ...
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم مرداد 1389ساعت 21:36  توسط بیتا
|
در اين مرکز در حال حاضر 84 کودک زندگي مي کند . شرايط زندگي اين کودکان در عکسها گوياست . آمار مرگ و مير در اين کودکان بالا و در سالهاي اخيربي سابقه ست .هفته ي پيش يکي ديگر از اين کودکان جان سپرد .
بوي بسيار زننده و متعفن ادرار به بازديد کننده ها مجال نمي ده تا بيشتراز
4-5 دقيقه در خوابگاه اين کودکان معصوم بمونند . عمر متوسط دراين کودکان
10 تا 14 سال است .

شايد نياز اين بچه ها به کمکهاي غير نقدي شما خيلي زيادتر از حد تصورتون باشه. نيازي نيست براي کمک به بهبود شرايط اين بچه ها پول بديد ، اگر درخونه تون پتو ، لحاف يا بالش تميز سايز کودک داريد ، اگه فرش يا گليم يا
زير انداز تميزي داريد از اهداي اون به اين بچه ها دريغ نکنيد . مطمئن
باشيد که خدا لطف شما را به اين بچه ها هرگز فراموش نمي کنه .



دادن لباس کودک و يا اسباب بازي به اين بچه ها دنياي اونها را متحول مي کنه .اکثر اين بچه ها يتيم و يا رها شده هستند . حالا که دنيا اونها را فراموش کرده شما اونهارا فراموش نکنيد . مطمئن باشيد اين بچه ها با
احساسهاي پاک و کودکانشون محبت شما را درک مي کنند .
به اونها به خاطر اين عمرهاي خيلي کوتاه و پر رنجشان رحم کنيد تا خداي
بزرگ لطف شما را در جا و مکاني که تصورش را نمي کرديد بي پاسخ نگذارد..
کمکشان کنيد تا اين چند سال کوتاه زندگيشان بيشتر از اين در مشقت و رنج نباشند.
اکثر اين کودکان مبتلا به اوتيسم مي باشند . در خارج، کودکان اوتيسمي مستقيما زير نظر روانشناسان قرار ميگيرند تا به آنها کمک شود تا زندگي راحت تري داشته باشند .
اما در ايران ، اين کودکان که خود مستعد مرگ هستند به تخت بسته مي شوند و
ساعتها به همان حال رها مي شوند .
کمکهاي خودتون را مستقيما به خود مرکز ببريد .
آدرس مرکز :
تهران - ميدان آزادي - خ محمد علي جناح - خ شهيد صالحي - خ شهيد ناصر
ولدخاني - پلاک 66 - مرکز نگهداري کودکان معلول فرخنده
آخه چرا باید اینطوری باشه ؟
خدا
تو دلت نمی سوزه ؟
مگر نه اینکه تو خدایی ؟
مگر نه اینکه تو آفریدی ؟
فقط آدما رو بوجود میاری ، بعد هم رهاشون میکنی؟
اینه عدلت ؟
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم مرداد 1389ساعت 15:2  توسط بیتا
|

انگار چیزی در میان چشمانت برق میزند
گمانم پولکی نقره ای را ضمیمه ی رنگ بی انتهای چشمانت کرده ای
چشمانی که با نگاه براقش قلبم را پر میکند از آرامش
چشمانی از نور که همه را مرید خودش کرده و من را هم ...
این روزها در دل دریاییت گم میشوم
دلی که میدانم موجهای سهمگینش از غمهای بی پایانت است
و من ...
نجاتت میدهم
به زودی ...
پ . ن : مخاطب خاص دارد .
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم تیر 1389ساعت 14:22  توسط بیتا
|